تبليغاتX
چیلله خانا - ناسیونالیسم خونی در یک آلبوم جدید موسیقی!

به موسيقي كلاسيك علاقه دارم و اگر فراغتي و سكوتي باشد نواي يك سمفوني را بهترين مي دانم.چند روز پيش يكي از روزنامه ها يك آلبوم موسيقي فارسي را تبليغ كرده بود اجرا شده توسط اركستر سمفونيك لندن .با توجه به اينكه در بازار موسيقي ايران آلبوم جديد كه ارزش هنري هم داشته باشد كم پخش مي شود اين كاست جديد را خريدم.قصد ارزيابي هنري اين نوار كاست نيست و مربوط به متخصصين موسيقي است.قرض من از اين نوشته بيان چند نكته در مورد يكي از ترانه ها و نحوه ارائه آلبوم "نهان مكن" است.قبل از هر چيز ترانه مورد نظر را را بازنويسي مي كنم:

 

هويت

در جهان فرمان كوروش اولين منشور بود

سر به تعظيمش سراسر بابل و آشور بود

سينه اسپارت را تا قلب يونان چاك كرد

پشت بخت النصر را سائيده و بر خاك كرد

ما از اسلاف همان خونيم از آن ريشه ايم

پاسدار نام پاك پارس تا هميشه ايم

                              شاهكار بينش پژوه

 

وقتي كه ايران هست خليج يعني فارس

تاريخ مي لرزد از خشم قوم پارس

جز اين اگر باشد خليج آبي نيست

بي سايه ايران سرابي بيش نيست

تا ميهن كاوه تابوت ضحاك است

اين سرزمين از هر اهريمني پاك است

صدها هزار آرش جان در كمان دارند

تيري اگر كاريست اين عاشقان دارند

وقتي هويت را در نام مي جويد

هر بي نشان ناچار صد ياوه مي گويد

چيزي كه در صلح است از جنگ مي خواهد

قدرت اصالت نيست فرهنگ مي خواهد

ما وارث كورش فرزند جمشيديم

پيروز بي پرده بت نپرستيديم

ما ريشه اي ديرين در عشق خون داريم

ما در شب تاريخ تا صبح بيداريم

                      افشين يداللهي

 

ملاحظه مي كنيد براي عقل سليم زمان ما عيوب اين ترانه آشكار است.دهه هاست كسي به خون خود نمي نازد و دوام كشورش را در خون مشترك اهل مملكت نمي جويد و غالبا هيچ آدم عاقل و انسان دوست به كشورگشايي و خشم خونخوارانه اجدادش فخر نمي كند و رجز نمي خواند.اينها را هم وامي گذارم.شايد هنرمندان محترم "عليرضا عصار" و "شهرداد روحاني" اينگونه مي پسندند.اما آيا اجازه دارند به ديگران اهانت كنند؟در حالي كه حتي موسيقي مورد استفاده و تكنولوژي عرضه اثرشان را به طور كامل از ديگران گرفته اند.همانگونه كه در ترانه هاي بالا پيداست اعراب به بي فرهنگي و بي ريشگي متهم شده اند.بگذريم از تاثير مستقيم اعراب بر زبان و فرهنگ و جامعه تمام مسلمانان جهان.بلكه در كشورهاي عرب جريان هاي افراطي ناسيوناليستي هم بر عليه فارسها چيزهايي مي گويند.اما آيا باز حق داريم هنر را به نژاد پرستي بيالاييم و يك ملت را به تمامي تحقير كنيم؟

قضيه كاست "نهان مكن" بدتر مي شود وقتي بدانيم در خود ايران چند ميليون عرب زندگي مي كنند و از طرف ديگر بقيه جمعيت ايران هم باز همه فارس نيستند و فقط چيزي كمتر از نصف جمعيت را فارس ها و كساني كه به لهجه هاي نزديك به فارسي صحبت مي كنند تشكيل مي دهند.پس عاقلانه و منطقي اين است كه اگر مي خواهيم از ايران حمايت كنيم صرف به نام فارس و پارس نباشد كه خود نقض غرض مي شود.

دست آخر نحوه ارائه آلبوم به واسطه نام آن است كه نوشتن چند جمله ديگر را موجب مي شود.نام كاست از يكي از غزليات مولانا جلال الدين رومي اخذ شده است.اين غزل در اين آلبوم به عنوان تنها شعر متعلق به يك شاعر قديمي اجرا شده است.نمي دانم وقتي مولانا به صراحت تمام از انديشه هاي ترانه بالا فاصله دارد چرا شعرش در اين آلبوم گنجانده مي شود و بدتر اينكه نام كاست نيز از او گرفته مي شود.درست است كه در پوشش مولانا انديشه هايي كاملا متضاد افكار و حالات او منتشر و القا شود؟

پخش كاست را شركت "ايران گام" برعهده گرفته است.اين شركت جز معدود شركت هاي قابل اعتماد و ارزشمند در نشر موسيقي در ايران است.حتي نشر نه بلكه پخش كاستهايي مانند كاست مورد بحث از اعتبار هنري هر شركتي مي كاهد.بهتر بود گردانندگان ايران گام دقت بيشتري به خرج مي دادنند يا حداقل نامشان را بر روي بروشور آلبوم نمي آوردند.

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 15:29 توسط عزیز ساپچی |